
مسلمانه خدا رو قبول داره اما نماز نمیخونه، اما روزه نمیگیره، اما اعمال اسلامو انجام نمیده. میگه من بدون نماز به آرامش رسیدم، نماز لازم نیست، نماز میشه تو دلت خوند، خدا نیازی به نماز من نداره. این سؤال برای خیلی از جوانای ما پیش آمده.
کتاب راهنما
شما وقتی که یک وسیله برقی رو میخرید، یه کاتالوگی همراهشه. دوست دارید اینو استفاده بکنید؟ یه کاتالوگی همراهشه، باید طبق اون کاتالوگی که همراهشه، طبق اون کتاب راهنما از اون استفاده بکنید. اگه طبق اون کتاب راهنما استفاده نکنید، اون ابزار به تو ضرر میرسونه یا میسوزه، کارآمد نیست. قرآن کتاب راهنماست.
کار در یک شرکت
یه مثال ساده: وقتی شما تو یه شرکتی کار میکنید، نیاز به اون پول دارید، به اون حقوق دارید. توی شرکتی کار میکنید، صاحب شرکت، مدیر شرکت یک برنامهای داره برای چه کاریش؟ یه صفحه فرم میذاره جلوت، وقتی که میخوای استخدام بشید، میگه اول این فرمو پر کن، امضا بزن، بعد شما کارمند ما هستید.
خیلی عجیبه، اون فرمو میخونید یا ناخوانده امضا میکنید؟ چون به اون پول لازم دارید، به اون پول نیاز دارید، امضا میزنید. و از فردا حتی لباس فرم میپوشید، مقیدید ساعت ۷ باید تو شرکت باشید، ساعت ۲ بعد از ظهر مرخص میشید، روزی ۸ ساعت باید کار بکنید، کارتون اینه. اگر طبق مقررات اون شرکت عمل نکردید، از شرکت اخراج میشید، حقوقتم بهت پرداخت نمیشه.
وقتی نوبت به خدا و اسلام میرسد
ولی وقتی نوبت اسلام و خدا میرسه، نه، ما خدا رو قبول داریم ولی نماز نه، روزه نه، اینا دست و پاگیره، اینا سخته. خب خدام تو رو از بندگی خارج میکنه، همون طوری که از شرکت بیرونت کردن، خدام میگه من چنین بندهای لازم ندارم.
آزادی انتخاب در اصل پذیرش دین
اگه اصل قضیه رو قبول نداره، اون یه بحثیه. اگه کسی خدا رو قبول نداره، آزاده. «لا اکراه فی الدین». خدا نمیخواد خودشو تحمیل بکنه بر کسی، میخواد ارتباط بنده با او عاشقانه باشه، عاقلانه باشه، بر مبنای خرد و هوش و شناخت باشه.
وقتی اصل را پذیرفتی، باید تا آخر همراه باشی
وقتی اصلو قبول کردید، باید کل برنامهها رو تا آخر، اونطوری که خودش گفته، انجام بدید. اگه طبق اون کتاب راهنما عمل نکنید و بر اساس سلیقه شخصی خودت عمل کنی، خدا میگه من همچین بندهای نمیخوام. خدا اون روز نیاره که بگه من فلانی رو نمیخوام.



